x

ساعت و تاريخ

تور ارمنستان

ساعت و تاريخ

تور ارمنستان

کد اخبار

پشتیبانی

انسان چقدر نادانی از او سر میزند؟ انسان چقدر دیوانگی از او سر میزند ؟انسان اصلا چرا گاهی وقتها نمیفهمد؟چطور انسان میآموزد و یاد میگیرد ولی نمیفهد؟چرا انسان میفهمد اما تشخیص نمیدهد؟میآموزد و یاد میگیرد مثلا چوب میسوزد اما نمیفهمد سوختن چیست.میفهمد اما نمیتواند ذوب شدن یک فلز را از سوختن چوب تشخیص بدهد پس برای او آهن هم چون چوب میسوزد چون چوب میپوسد
تو با دستبند آمده ای من با حلقه ای که طناب دار است آمده ام دست بریدگان کوی عدالت را دار زده ام. قاتلین آزادی و روشنی را یک پلاک یک طناب دار دار زد
تو با دستبند آمده ای من با حلقه ای که طناب دار است آمده ام دست بریدگان کوی عدالت را دار زده ام. قاتلین آزادی و روشنی را یک پلاک یک طناب دار دار زد
رابطه معاون اول رییس جمهور (نخست وزیر سابق )و رییس جمهور مثل رابطه نماینده مجلس شورای اسلامی ست با نماینده مجلس خبرگان رهبری اولی گفتگوست دومی گفته و دیالوگ اولی تصمیماتش کلی و اساسی ست دومی تصمیماتش تشریحی و جزیی هست.نماینده خبرگان چون ناظر یک خانه است چون یک دژبان هست و کیفیت آن خانه (جمهوری اسلامی )را به نسبت و تناسب محیط بیرون ارزیابی میکنند مجلس شورای اسلامی و نمایندگانش چون یک نگهبان هست که تردد را در پادگان نه ورود و خروج را تحت کنترل قرار میدهد(تفتیش خانه).که همین نهاد حاکمیتی ست که میتواند به مجلس خبرگان (ناظر) اعلام بازنگری قانون اساسی انقلاب اسلامی (نقشه)را ابلاغ نماید.
بعضی از فیلم ها به مستند میأنجامد که از اهداف کارگردان و فیلمنامه نویس نیست اصلا نمیخواستند چنین شود اما شده .فیلم کلیشه و مستند شده نه حقیقت روح هنر و معماری ابدیت.فیلم چرا مستند میشود؟چرا؟چرا واقعیت واقعا حقیقت واقعی میشود؟چرا؟چرا فیلم مستند و مستند حقیقت میشود؟چرا حقیقت حقیقتأ حقیقت میشود ؟چرا؟اگر خلقت مخلوقی که انسان هست فیلم تصویر شود نه تصور این فیلم آیا به درازا انجامیده؟چرا و چگونه؟این فیلم کلیشه شده؟چرا و چگونه ؟این فیلم مستند شده؟چگونه؟انسان فیلم زندگی فیلم حیات هست که غایت و نهایت این فیلم خلیفه الله شدن هست نه ظهور و قیامت .حیات انسان اگر فیلم هست فیلم تراژدیک -استراتژیک هست بقول سینماگران أکشن هست أکشن حیات و حقیقت.این فیلم با شیطان از یکنواختی و تجرد بیرون میآید که خاصیت کلیشه و تکرار هست پس انسان برای انسان ماندن برای خلیفه ا... شدن میآید میماند فرشته میشود اما فرشته نمیماند که این خاصیت حرکت و معراج هست.با چه عنصری خدا از کلیشه عبور کرده و مجردات را کنار زده و حیات و اراده راجایگزین ساخته؟بواسطه شیطان نه با شیطان که در و دربه در درگاه خدا شده.پس فیلم کلیشه و کلیسانیست فیلم مستند و مسجد است حیات و زندگی ست
تعلیم برای آنانی مفهوم میابد و شدنی ست که معلومات آنان کافی و بقدر کفایت برای تعلیم و تربیت کفایت میکند پس کسانیکه از معلومات واقعی برای تعلیم و آموزش تهی هستند تعلیم آنان نشدنی ست.اما بعضی تعلیم میشوند اما تربیت نمیشوند چراکه صفات جلاله چون افتادگی ،آزادگی ،جوانمردی،وفاداری در من ،منش و شخصیت آنان پرورش نیافته است.پس چنین انسانهایی حیوان هم نیستند.رباتند.اسب وقت پیری تعلیم یاد نمیگیره.
در زیرساخت سازی سازه ای ضمانت بودن دارد که اثرگذاری و بهره مند بودنش نسبت به دیگر زیرساخت ها مشهودتر باشد پس سازه ای هرچند زیرساخت باشد تخریب خواهد شد چراکه برای توسعه و پیشرفت ضریب و ضمانت نیست بلکه مخرب و جذر هست
افرادیکه معلوماتشان برای مطالعه در حد بیسوادی و سیکل و کمتر از سیکل است. با استناد به قاعده قیاس این افراد مشغول چه کاری هستند؟دارند آدم میکشند به همین سادگی.این بی خاصیتی ویژه و مختص آنانی ست که راهشان آزادی.آزادگی و عدالت نبوده و نیست.انانگه جامعیت معلومات و مطالعه ندارند و تهی از موارد فوقند با قاعده قیاس و مقایسه از انان جز جنون .دیوانگی .خطرزایی و خطرسازی عاید و برونرفتی نیست.بدانید تا بمانید و گرنه برزخی و تناسخ خواهید شد آنانی مائده و ماندنی ست مرگشان جاودانه است ابدیت مرگشان اکسیر جاودانه ای ست که جاودانگی را در کالبد و جان هر زندگی و زنده ای دمیده است پس جاودانه هست ان فرد و روح انفرد که دانسته هایش از معرفت لبریز است و شناخت او راهش جز آزادگی و عدالت نبوده است.و جز این دو و برای این دو راهی پر رهرو نشناخت.
فردی به دیدبانی برج مراقبت محیطی و موقعیتی یا به نگهبانی باغی گمارده میشود او در نقطه عطفی و استراتژیکی که راهبرد و راهبری موقعیت و محیط است مستقر میشود(قله ،سپاه پاسداران).چگونه جنگ احد اینجا امکان اتفاق افتادنش ،تکرارش و بازسازی اش هست.او سرگرم اشراف و توانایی کاذبش برای مراقبت و نگهبانی موقعیت و منطقه است او جای اینکه کوه شود قله شود برج مراقبت و دیدبانی شود نه دیدبان و نگهبان او میفرساید فرومیریزد خاک میشود دیده نمیشود و نمیبیند ان غفلت است پس موقعیت ها تصرف میشوند أنباها دزدیده میشوند وقتی فرا خوانده شوند بابت این اتفاق و خسارت او و آنها میگویند آنها میگویند مدیریتی نبوده اینها ساختگی اند او میگوید امسال أنباها حتما ثمر نداده اند
بیهودگانی که رسوایی اند بلکه ناموس رسوایی اند راه ماندن و بودنشان ملقب و ملبس به راه شرارتند این شرافت و آسودگی شان هست که رسوایی ست این آقایی هست که نادانی ست چنین رسوایی ئی که پچلی و کثیفی هست جمعی و رئوسی از آنان است و با آنان نیست که از آنان مثلثی ایجاد میشود خفت ذلت خواری جناوری و جانورصفتی .گروهی و رأسی کنار تپه ای اند کنار کوهی در جنگلی تنها و دور از تمدن شهر داعیه قلدری و آغایی جهان را دارند اینها برای ماندن و زنده ماندن دغدغه حیاتشان معشت بوده که آنرا دارند این معلول جهالت نادانی و عقب ماندگی شان هست .و گروی دیگر که رأس تمام کننده این مثلث شوم بیهودگی ست تشکیلاتی اند که کنار و همسایه مدیریتی هستند هرچند بخشداری باشد داعیه سالاری و آقایی آن منطقه بلکه جهان را دارند.این جانورانی مناقشه و مناقصه ناموس ند راه ماندن و زنده ماندنشان معیشت بوده و همین دغدغه شان بوده معیشتشان نجات و مراقبت راه آزادی و آزادگی نبوده معیشتشان نان بوده است نان فقط نان. اینها خطرناک های خطرزایند شکست ها و شکستگانی خوردشده اند که فشلند.اینها را باید راه زندگی شان را با قدرت اندیشدن معلق نگه داشت و مسدود کرد.این مثلث سقط سقوط شوم از همند ولی باهم نیستند شاخ به شاخ شده اند شکسته اند کنج عزلتشان که رسوایی و بیهودگی ست رو شده است رونمایی شده است اضلاعی بیکسی اند که رویارویشان جز تقابل نیست که از این تقابل کنج عزلتشان که رسوایی هست رو و رونمایی میشود

در بلوک گالری هیچ اطلاعاتی وجود ندارد.